
گر امده ای ره ببری به سر مستی
بینی که فقط عشق حسین است در عالم هستی
شوری که نهاده در دل خلق با خصم ستمکار
دنیا به مثالش ندارد نمونه در حیطه هستی
من اگه از انم قلبی که در ان عشق حسین است
هرگز نشود خام ز نیرنگ زمانه یا فتنه هستی
ارامش روح شیعه با نام حسین است
که علقمه و نام حسین اتش زده بر عالم هستی
یارب چیزی ز تو خواهم که تا اخر عمرم
بمانم و بمیرم با عشق حسین در این همه مستی
عالم همه قطره و درياست حسين ،
خوبان همه بنده و مولاست حسين ،
ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ،
از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين

.jpg)
دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم
بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسي را به كسي كاري نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه كنم

خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي
از تو خواستم عطايم كردي
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي
به تو تكيه كردم نجاتم دادي،
به تو پناه آوردم حمايتم كردي
خدايا!
از خيمهگاه رحمتت بيرونمان مكن
از آستان مهرت نوميدان مساز
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان
از درگاه خويشت ما را مران
اي خدا مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت بخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن
و از آتش جهنم رهايم ساز.
خداي من!
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصلهاي كه من از تو گرفتهام.
تو اين قدر دلسوز مني!
خدايا!
تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بودهاي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند
كور باد نگاهي كه ديدهباني نگاه تو را درنيابد
بسته باد پنجرهاي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود
و زيان كار باد سوداي بندهاي كه عشق تو نصيب ندارد.
خداي من!
مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه
خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهاييام بخش
خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي كه تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيهگاه مني!
خداي من!
اگر آنچه از تو خواستهام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد
و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد
يارب! يارب!يارب


الهي اي نزديکتر از من بر خودم
اي رئوف تر از پدر ومادر
اي بخشنده تر از تمامي بخشندگان دنيا
چگونه تمام وجودم مديون لطف تو باشد و از تو روي بگردانم؟
چگونه اين همه نعمتت را ببينم وبنده واقعي ات نباشم؟
چگونه روزي خوار سفره کرامت توباشم وقدر نشناسم؟
